شاه فرار کرد

دو ماجرای خواندنی

به مناسبت سالروز فرار محمد رضا پهلوی شاه ایران

 

واکنش امام خمینی(ره) به یک خبر 

مرضیه دباغ: روزی که شاه از ایران فرار کرد، من در فرانسه در خدمت حضرت امام خمینی(ره) بودم؛ البته این لطف خداوند بود که توانستم به شخصیت بزرگی مانند امام(ره) خدمت کنم. 
انعکاس خبر فرار شاه در تمام خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های آن روز مطرح دنیا پیچید و همه ما را به وجد آورده بود؛ به همین دلیل برای رساندن این پیام به حضرت امام(ره)، ‌لحظه شماری می‌کردیم؛ چون تصورمان این بود که شنیدن این خبر برای ایشان نیز خوشحال کننده است. ..


به ادامه مطلب بروید





علم بهتر است یا ثروت

به مناسبت فرا رسیدن ایام امتحانات 

زمانی که مدرسه می رفتیم خیلی این موضوع انشا را می دادند و دانش آموزان هر کدوم نظر دلخواهشون رو همراه با دلایل زیادی می آوردند .
اما همین سئوال رو از امیرالمؤمنین (ع) می پرسند . ایشان در جواب می فرمایند :

امیرالمؤمنین‏علیه السلام:

علم از هفت جهت‏بر مال برتری دارد :

اول: علم میراث پیامبران است و ثروت و مال میراث فراعنه. 
دوم: علم با بخشش و انفاق كم نمی‏شود، و حال آن كه ثروت با خرج كردن كم می‏شود. 
سوم: ثروت احتیاج به نگهبان دارد و حال آن كه علم نگهبان صاحب علم است. 
چهارم: علم داخل كفن می‏شود و مال خارج از آن می‏ماند، یعنی ثمرات دانش برای پس از مرگ‏هم مفید و سودمند است. 
پنجم: ثروت، هم به دست مؤمن می‏رسد و هم به دست كافر، و حال آن كه علم فقط در دسترس‏مؤمن است. 
ششم: تمام مردم در امر دینشان نیازمند به عالم و دانشمند ربانی‏اند، در حالی كه به ثروتمندان‏خسیس نیازی ندارند. 
هفتم: علم، انسان را برای عبور از صراط و رسیدن به بهشت و فردوس برین قوت و نیرو می‏بخشد، در حالی كه ثروت مانع از عبورش می‏گردد. (یعنی ثروتی كه در راه صحیح مصرف نشودمانع حیات طیبه اخروی و رفتن به بهشت می‏گردد

بحارالانوار، ج‏1، ص 185

 





ملی گرایی خلاف اسلام است

ملی گرایی خلاف اسلام است

علی (ع) در یك روز جمعه بر روی منبری آجری خطبه می‌خواند، اشعث بن قیص كندی كه از سرداران معروف عرب بود آمد و گفت: یا امیر المؤمنین این “سخر رویان” (یعنی ایرانیان) جلو روی تو بر ما غلبه كرده‌اند و تو جلو این‌ها را نمی‌گیری، سپس در حالی كه شخم گرفته بود گفت: امروز من نشان خواهم داد كه عرب چه كاره است.

علی (ع) فرمود: این شكم گنده‌ها، خودشان روزها در بستر نرم استراحت می‌كنند و آن‌ها (موالی و ایرانیان) روزهای گرم به خاطر خدا فعالیت می‌كنند. و آن گاه از من می‌خواهند كه آن‌ها را طرد كنم تا از ستمكاران باشم.

قسم به خدایی كه دانه را شكافت و آدمی را آفرید كه از رسول خدا شنیدم فرمود:
به خدا همچنان كه در ابتدا شما ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد، بعد ایرانیان شما را با شمشیر به خاطر اسلام خواهند زد.

(سفینه البحار، ج 2، ص 693 – 692)




همه رفتند و ما ماندیم!

ره واکنید قافله سالار میرسد.... 
یک قافله اسیر عزادر میرسد ...
برخیز یا حسین سری دست و پا نما ...
دلبر برای دیدن دلدار میرسد!
....
همه رفتند و ما ماندیم!


و مرا جز تو هیچ آرام جانی نیست




شوق زیارت

شوق زیارت

 گفت تا پیاده نروی نمی توانی درک کنی.
گفتم چه چیزی را ؟
گفت :ذره ای از شوق زینب برای زیارت دوباره برادر را...

...کـوچـه هـای بـاران...




اجازه نمی دهیم آه حضرت ماه گره بخورد به سینه چاه

9 دی 88 فرزندان انقلاب اسلامی بریدند تک و توک شاخ و برگ‌های زائد این درخت را. 9 دی 88 روز حجامت جمهوری اسلامی بود و همچون 22 بهمن 57 در زمستان، بهاران آمد. بهار فصل حجامت است. خون‌آلوده، میکروب سیاسی و گلبول‌های خاکستری صفت که یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنند، تصفیه شدند از خون سرخ انقلاب اسلامی. اگر 26 دی 57 شاه از این کشور رفت، 9 دی 88 آبروی شب‌پرستانی رفت که با حضرت ماه دشمنی کردند. ورشکسته کردیم ما آنان را که باید. 22 بهمن 57 روز بعثت دوباره محمد‌(ص) بود؛ روز برانگیخته شدن خمینی و 9 دی 88 روز تثبیت ولایت مستمر «علی» بود و روز «نه» گفتن به دشمنان سیدعلی. ما در 14 خرداد 68 با خامنه‌ای بیعت کردیم اما 9 دی اعلام برائت کردیم از دشمنان خامنه‌ای. 9 دی دیر اتفاق افتاد اما دیر یا زود باید اتفاق می‌افتاد. 9 دی حرف حساب ما این بود؛ تا ظهور بقیهًْ‌ا...، جز جانشین روح‌ا...؛ حضرت ماه، علمداری برای انقلاب اسلامی متصور نیست. 22 بهمن 57 و 9 دی 88، 2 روی یک سکه‌اند. حالیا! جمع 22 و 57 می‌شود 79 و جمع 9 و 88 می‌شود 97 و مگر 97 را از آن طرف بخوانی 79 نمی‌شود؟! حالیا! باری پیش از این گفته بودم: «خ» و «میم» و «یا» و «نون» و «یا» در خمینی و خامنه‌ای مشترک است. یعنی من هر وقت می‌نویسم خامنه‌ای، در دل خود خمینی هم دارد اما خامنه‌ای یک «الف» یک «ها» از خمینی بیش‌تر دارد که روی هم می‌شود «آه»... و ما در یوم‌ا... 9 دی 88 حرف حساب مان این بود: اجازه نمی‌دهیم آه حضرت ماه گره بخورد به سینه چاه. ما اگر بودیم «علی» تنها نمی‌ماند. ما اگر بودیم سر شمر را می‌بریدیم.

قسمتی از مقاله حسین قدیانی در هفته نامه «پرتو سخن»


 





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات